على محمدى
48
شرح اصول استنباط ( فارسى )
استعمال شده ولى معذلك براساس دقّت صحيح است كه بگوئيم الرجل الشجاع ليس باسد و اگر استعمال مىشود مجازى است ) و صحت سلب لفظ از معنائى علامت اينست كه اين معنا از معانى حقيقيه نيست و اگر هم استعمال مىشود مجازى و به كمك قرينه است و اگر علاقهاى بين المعنيين نباشد كه اصلا استعمال غلط است . 3 - رواياتيكه با لاء نفى جنس آغاز شده از قبيل لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب ، لا صلوة الّا بطهور و . . . كيفيت استدلال : اين احاديث با لاء نفى جنس بيان شده و لاء نفى جنس بر نفى جنس و طبيعت دلالت دارد و معناى كلام اينست كه نماز بدون فاتحة الكتاب نماز نيست و اين طبيعت بر او صادق نيست بلكه طبيعت ديگر و مركب ديگرى است پس مىتوان گفت : صلوة فاسدة بدون فاتحة الكتاب ( مثلا ) است « صغرى » و عمل بدون فاتحة الكتاب صلوة نيست و طبيعت ديگرى است « كبرى » پس صلوة فاسدة اصلا صلوة نيست بلكه مجموعه ديگر و اسم ديگرى دارد « نتيجه » ان قلت : ما در اين گونه جملات كلمهء صحيحة ، مفيدة ، كاملة ، مع الفضيلة و . . . در تقدير مىگيريم و مىگوئيم منظور اينست كه صلوة بدون فاتحة الكتاب صحيح نيست و مفيد فايده نيست نه اينكه صلوة هم نباشد و نام ديگرى داشته باشد يا صلوة بدون جماعت داراى فضيلت نيست يا صلوة همسايه مسجد در منزل كامل نيست نه اينكه صلوة هم نباشد پس اين روايات دليل بر مدّعاى صحيحيون نخواهد بود . قلت : ظاهر خطاب كه نفى جنس است و تقدير گرفتن خلاف اصل است لان الاصل عدم التقدير و جاى تقدير نيست مگر ضرورتى باشد از قبيل توقّف